واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۶۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آخر نگذاردم فلک چون زاری آخر بجهد فضل مرا بازاری آخر بد ماندم جهان گلزاری عذری خواهد ز من بهر آزاری

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۶۸ | واژه جو