مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۵۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رنج دل و رنج دیده جز دیده نجست دانی که شد این گناه بر دیده درست در جمله جهان صورتی از دیده نرست کش چندین موج خونش از دیده نشست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رنج دل و رنج دیده جز دیده نجست دانی که شد این گناه بر دیده درست در جمله جهان صورتی از دیده نرست کش چندین موج خونش از دیده نشست