واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۸۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

باز این تن مستمند زندانی شد رنج آمد و آن یار و تن آسانی شد فرجام توای بخت پشیمانی شد کی دانستم که تو چنین دانی شد

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۸۸ | واژه جو