واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۹۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون بند تو بنده را همی پند بود دربند تو بنده تو خرسند بود لیکن پایش چه در خور بند بود ور نیز بود غایت آن چند بود

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۹۴ | واژه جو