واژه جو

مسفوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسفوک . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از سفک . ریخته و مُنصب ّ، چون خون و اشک و آب و هر مایعی . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). و رجوع به سفک شود.

معنی مسفوک | واژه جو