مسلخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ لَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- کشتارگاه، جای پوست کندن. ۲- رخت کن، رخت کن گرمابه. ج. مسالخ.مترادفها و واژههای مرتبطسلاخخانه، مذبح، کشتارگاهقتلگاهرختکن (گرمابه)واژه قبلی: مسلحواژه بعدی: مسلسل