مسوخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسوخ . [ م ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ مَسخ . صورت برگردانیده ها. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، مسوخات . (یادداشت مرحوم دهخدا). در روایات است که حمدونه، خوک، فیل، گرگ، موش، سوسمار، خرگوش، طاوس، دعموص، مارماهی، سرطان، سنگ پشت، وطواط، عنقاء، روباه، خرس، یربوع و خارپشت جزء مسوخ باشند. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ زشت ها. و رجوع به مسخ شود.