مسکون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- جا داده شده، سکنی شده. ۲- آرام کرده شده.مترادفها و واژههای مرتبطآباد، قابل سکونت، سکنهدار ≠ متروک، ناآباد، بیسکنهواژه قبلی: مسکوتواژه بعدی: مسکوک