واژه جو

مشاقیص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشاقیص . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مِشقَص : فیرمونه بالمشاقیص و المعابل العراض النصول حتی تنکسر. (الجماهر بیرونی ص ٧٦). و رجوع به مشقص شود.

معنی مشاقیص | واژه جو