مشاقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشاقی . [ م َش ْ شا ] (حامص ) کار مشاق . عمل مشاق . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ خطآموزی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ عمل خوشنویس . (یادداشت ایضاً). ◄ عمل آموختن رفتن و تیراندازی و سواری و جز اینها در نظام . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ صنعت زرسازی . کیمیاگری . عمل کیمیاگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ تحمل کار دشوار. رنج بردن . سختی کشیدن : و مدتها در آن محروسه آبکشی و حمالی و مشاقی کردند. (سلجوقنامه ٔ ظهیری چ خاور ص ٣).