مشال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشال . [ م ُ ] (ع ص ) افراشته شده . بلندکرده شده . ◄ نصب کرده شده . (از ناظم الاطباء).
مشال . [ م َ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را از ریشه ٔ اسپانیائی و حیوان غیر ذی فقار و صدف دارای همچون لیسک (حلزون ) معنی کرده است . و رجوع به دزی ج ٢ ص ٥٩٥ شود.