مشاهده کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندیدن، درنگریستن، تماشا کردن، بازیافتنمترادفها و واژههای مرتبطدیدن، نگریستن، تماشا کردنرویت کردنواژه قبلی: مشاهدهواژه بعدی: مشاهیر