مشتاسنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشتاسنگ . [ م ُ س َ ] (اِ مرکب )سنگ فلاخن . و فلاخن چیزی از پشم باشد بافته شده که شبانان بدان سنگ اندازند. (برهان ). سنگ فلاخن . (فرهنگ رشیدی ) (جهانگیری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : تیغ خوشتر ز طعنه ٔ دشمن مشت بهتر ز سنگ مشتاسنگ . علی شطرنجی (آنندراج ). ◄ سنگ بزرگی که در میان آن جای دست ساخته باشند و آن را به مشت گرفته بردارند. (برهان ). سنگ بزرگ که میان آن سوراخ کرده باشند که به مشت گیرند. (فرهنگ رشیدی ).