مشت
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ په. ] (اِ.) پنجه دست که آن را جمع و گره کرده باشند. ؛ ~ نمونه خروار کنایه از: معلوم شدن کیفیت (مرغوبیت یا نامرغوبی) یک چیز(کل) از طریق مشاهده مقداری (جزیی) از آن به عنوان نمونه.
(مَ) (ص.) انبوه، بسیار، فراوان.
(مِ) (اِ.) جوی آب.