مشخص کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپیدا کردنمترادفها و واژههای مرتبطمعلوم کردن، تعیین کردن، معین کردنتشخیص دادنواژه قبلی: مشخصواژه بعدی: مشخصات