مشعشعانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشعشعانه .[ م ُ ش َ ش َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) درخشان . بطور مشعشع. با درخشندگی : مشعشعانه پیشروی میکند. مشعشعانه عقب نشینی کرد. و رجوع به مشعشع، معنی اول شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشعشعانه .[ م ُ ش َ ش َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) درخشان . بطور مشعشع. با درخشندگی : مشعشعانه پیشروی میکند. مشعشعانه عقب نشینی کرد. و رجوع به مشعشع، معنی اول شود.