واژه جو

مشفق استرابادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشفق استرابادی . [ م ُ ف ِ ق ِ اِ ت َ ] (اِخ ) آقاکوچک نام داشت و ملاقاتش روزی نگردیده . اشعارش جز این بیت درنیافته ام : کار آن عالم ندانم چون کنی هست خون عالمی در گردنت . (از مجمعالفصحاء چ مصفا ص ٩٤٤).

معنی مشفق استرابادی | واژه جو