واژه جو

مشمری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشمری . [ م ُ ش َم ْ م َ ] (حامص ) تیزرفتاری : قعده ٔ نقره خنگ روز، آمده در جنیبتش ادهم شب فکنده سم کندرو از مشمری . خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٤٢٢).

معنی مشمری | واژه جو