مشمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشمس . [ م ُش َم ْ م َ ] (ع ص ) در آفتاب گذارده . (ناظم الاطباء). - شراب مشمس ؛ از شرابهای مسکر. شراب انگوری که از انگورلعل کرده باشند و مشمس بود. و مشمس آن بود که انگوررا یک هفته به آفتاب بنهند و باز بکوبند و به خمهای سنگین روغن داده اندرکنند. (هدایةالمتعلمین ) : اگر شراب مویزی مشمس کنند یا بجوشند قوی تر و گرمتر گردد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). - ماء مشمس ؛ آبی به آفتاب گرم کرده . (مهذب الأسماء).
مشمس . [ م ُ ش َم ْ م ِ ] (ع ص ) آفتاب پرست . آنکه آفتاب را خدای شمرد. (السامی ). آفتاب پرست . ج، مشمسون . (مهذب الاسماء).