مشک بر داغ افشاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشک بر داغ افشاندن . [ م ُ / م ِ ب َ اَ دَ ] (مص مرکب ) مشک بر داغ ریختن و بستن و افشاندن، کنایه از تازه ساختن داغ از برای آنکه التیام نپذیرد. (آنندراج ) : مشک بر داغ دل سوختگان افشاند سرمه چون از کف مژگان سیاهش ریزد. فطرت (از آنندراج ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.