مشک سنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشک سنج . [ م ُ / م ِ س َ ] (نف مرکب ) وزن کننده و سنجنده ٔ مشک . ◄ در بیت زیر کنایه از فرارسیدن شب است : چو شب قفل پیروزه برزد به گنج ترازوی کافور شد مشک سنج . نظامی . ◄ از اسمای معشوق . (آنندراج ). ◄ زلف معشوق . (ناظم الاطباء) : به آتش بر آن شوشه ٔ مشک سنج چو مار سیه بر سر چاه گنج . نظامی . ◄ مشک سود. آلوده به مشک . ◄ مکتوب خوش و خوب . (ناظم الاطباء).