مشک پاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشک پاش . [ م ُ / م ِ ] (نف مرکب ) مشک پاشنده . مشک ریز. مشک افشان . خوشبوی کننده : چرخ سدابی از لبش دوش فقع گشاد و گفت اینْت نسیم مشک پاش اینْت فقاع شکّری . خاقانی . اکنون که دیدی آن سر زنجیر مشک پاش زنجیر می گسل که خرد حلقه بر در است . خاقانی . ◄ از اسمای معشوق . (بهار عجم ) (آنندراج ).