واژه جو

مشک‌دوز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشکدوز. [ م َ] (نف مرکب ) کسی که خیک و مشک میدوزد. (ناظم الاطباء). خراز. (یادداشت مؤلف ). دوزنده ٔ خیک : دلدار مشکدوز کز او پاره شد جگر چون گفتمش که دوز، دلم ساخت پاره تر. سیفی (از بهار عجم ).

معنی مشک‌دوز | واژه جو