مشیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشیا. [ م َش ْ ] (هزوارش، اِ) به لغت زند و پازند روغن گوسفند را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). هزوارش «مشیا» و «مشکیا»، پهلوی روغن (روغن ).
مشیا. [ م َش ْ ] (اِ) در اوستا «مشیا»، در گاتها «مشا» و «مارتا» بمعنی فناپذیر، درگذشتنی، مردم و انسان آمده ... در بندهشن پهلوی «مشیا» بمنزله ٔ «آدم » و مشیوئی بمنزله ٔ حوا در نزد اقوام سامی است ... و مشیوئی را «مشیانه » هم گویند. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه