مص
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ صّ) [ ع. ] (مص م.) مکیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ صّ) [ ع. ] (مص م.) مکیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مص . [ م َ ] (علامت اختصاری ) در این لغت نامه مخفف و رمز است مصدر را. رمز است کلمه وماده ای (مدخلی ) را که در این لغت نامه به صورت مصدر مورد بحث و معنی قرار می گیرد. (از یادداشت مؤلف ).
مص . [ م َص ص ] (ع مص ) مکیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (دهار). امتصاص . (المصادر زوزنی ) (غیاث ). مک . به خود کشیدن . (یادداشت مؤلف ). عبارت است از عمل مخصوص لب در کشیدن اشیاء بسوی داخل دهان . (از تعریفات جرجانی ).
مص . [ م ُص ص ] (ع ص ) خالص هر چیزی . کرملی گوید کلمات مح، محض، محت، لحت، نحت، نص، قح، کح، صم، همه به معنی خالص و با مص در معنی مشترکند. رجوع به مصة شود. (از نشوءاللغة ص ١٣٩).