واژه جو

مصاقب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مصاقب . [ م ُ ق َ ] (ع ص ) مواجه . رویاروی . روبرو. (یادداشت مؤلف ) : و یحملوننی [ ای جسدی ] الی الجبل المصاقب لقریة مزداخان . (از وصیت نامه ٔ امام فخر رازی از عیون الانباء ج ٢ ص ٢٨).

معنی مصاقب | واژه جو