واژه جو

مصالح‌شناس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مصالح شناس . [ م َ ل ِ ش ِ ] (نف مرکب ) که تشخیص نیک و بد تواند داد. که خیر و صلاح تواند تمیز و تشخیص کرد : با پدرزن نمود قصه ٔ خویش کای مصالح شناس خیراندیش . سعدی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی مصالح‌شناس | واژه جو