مصدر
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مَ دَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای بازگشت. ۲- سرچشمه، منبع. ۳- فعلی است بدون زمان و ضمائر. ج. مصادر.
(مُ صَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- داشته شده، درصدر قرار داده. ۲- آنکه به ریاست و صدارت رسیده. ۳- کسی که در صدر جای دارد، صدرنشین.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مَ دَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای بازگشت. ۲- سرچشمه، منبع. ۳- فعلی است بدون زمان و ضمائر. ج. مصادر.
(مُ صَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- داشته شده، درصدر قرار داده. ۲- آنکه به ریاست و صدارت رسیده. ۳- کسی که در صدر جای دارد، صدرنشین.