مصدق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگواهی شده، راستگو پنداشته شده، باورشدهواژه قبلی: مصدعواژه بعدی: مصدوم