واژه جو

مصراد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مصراد. [ م ِ ] (ع ص ) رجل مصراد؛ مرد توانا بر سرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ مرد ضعیف بر سرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ). (از لغات اضداد است ). آنکه طاقت سرما ندارد. (مهذب الاسماء). ◄ سرما زده . ◄ سهم مصراد؛ تیر درگذرنده . زمین بی آب وگیاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی مصراد | واژه جو