مصروف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) صرف شده، خرج شده.مترادفها و واژههای مرتبطصرفشده، بهکارفته، مصرفشده، بهمصرفرسیدهمنصرفواژه قبلی: مصرفیواژه بعدی: مصطبه