مصمم شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکمربستنمترادفها و واژههای مرتبطاراده کردن، تصمیم گرفتن، عزم کردن، عزم جزم کردن، مصمم گشتنواژه قبلی: مصممواژه بعدی: مصنف