مصور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننگارگر، چهریافتمترادفها و واژههای مرتبطتصویردارنقاشیشده، منقوش، بهتصویردرآمدهتصورشدهواژه قبلی: مصوبهواژه بعدی: مصون