مصون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نگاه داشته شده، محفوظ.مترادفها و واژههای مرتبطایمن، بری، حفظشده، درامان، محفوظ، نگاهداشتهواژه قبلی: مصور شدنواژه بعدی: مصونیت