مصیبت دیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصیبت دیده . [ م ُ ب َ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) سوکوار. ماتمی . داغدیده . عزادیده . ماتمزده . که فرزند یابرادر یا عزیزی دیگر از دست داده باشد. مصیبت زده . عزادار. (از یادداشت مؤلف ). رجوع به مصیبت زده شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی