مصیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصیر. [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان موگوئی بخش آخوره ٔ شهرستان فریدن واقع در ٢٥هزارگزی باختر آخوره با ٦٧٢ تن جمعیت . آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن اتومبیلرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
مصیر. [ م َ ] (ع مص ) بازگردیدن کار. (منتهی الارب ). صیر. صیرورة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بازگشتن . (ترجمان القرآن جرجانی ص ٨٩) (آنندراج ). رجوع به صیر و صیرورت شود. (غیاث ). ◄ گشتن از حیّز به جنبانیدن . (المصادر زوزنی ). ◄ گشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). ◄ میل کردن به سوی کسی . (منتهی الارب ).
مصیر. [ م َ ] (ع اِ) روده . ج، اَمْصِرة، مُصْران . جج، مصارین . (بحر الجواهر) (منتهی الارب ماده ٔ م ص ر). رودگانی . ج، مُصران . (مهذب الاسماء). معی . (بحر الجواهر).