مصیوفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصیوفة. [ م َص ْ ف َ ] (ع ص ) مصیوف . مصیف . (منتهی الارب ). باران تابستانی رسیده شده . یقال : ارض مصیوفة. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ ارض مصیوفة؛ زمین تابستانی .جای و زمین تابستانی . مصیف . مصیفة. (منتهی الارب ).