مضبب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مضبب . [ م ُ ض َب ْ ب َ ] (ع ص ) باب مضبب، در که بر آن ضباب آهن باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). دری که بر آن گل میخ آهن باشد. (ناظم الاطباء).
مضبب . [ م ُ ض َب ْ ب ِ ] (ع ص ) آن که در سوراخ سوسمار آب ریزد تا بیرون آرد یا آن که بر سوراخ آن دست را بجنباند و حرکت دهد تا سوسمار به گمان مار، دم را برآرد تا بزند مار را پس آن کس بگیرد دم او را و شکار کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).