مضرس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مضرس . [ م ُ ض َرْ رَ ] (ع ص ) جامه و جز آن که در آن نگار مانند دندان باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). نگار جامه و جز آن که در وی صورتها باشد مانند دندان . (ناظم الاطباء). ◄ رجل مضرس ؛ مرد مهذب و آزموده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ آزموده ٔ در جنگ . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تضریس شود. ◄ دندانه دار. (ناظم الاطباء). دندانه دندانه . دندانه دار. کنگره دار.
مضرس . [ م ُ ض َرْ رِ ] (ع ص ) شیری که بخاید شکار راو فرونبرد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). شیری که شکار بخاید و فرونبرد. (ناظم الاطباء).