مضیق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای تنگ، تنگنا. ۲- تنگهای که دو دریا را به هم وصل میکند.مترادفها و واژههای مرتبطتنگنا، تنگجادشوار، سخت، شاق، مشکلواژه قبلی: مضیفواژه بعدی: مضیقه