مطالعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطالعت . [ م ُ ل َ / ل ِ ع َ ] (از ع، اِمص ) مطالعة. مطالعه . خواندن : من در مطالعت این کتاب تاریخ از فقیه بوحنیفه ٔ اسکافی درخواستم تا قصیده ای گفت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٨٧). و تواند بود که او اخبار معتضد امیرالمؤمنین را مطالعت کرده باشد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٦٧). و به مطالعت کتب ... چنان میل افتاده بود که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض کلی می نمودم . (کلیله و دمنه ). ◄ نگریستن در چیزی برای وقوف بر احوال آن : وقتی از برای مصالح معیشت و رعایت اسباب فراغت و طلب تحصیل تفرج و استراحت به مطالعت عقار و ضیعت و استطلاع غرس و زراعت مسافرتی کرد.(سندبادنامه صص ١٥٤ - ١٥٥). و رجوع به مطالعه شود.