مطاوع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ وِ) [ ع. ] (اِفا.) فرمانبردار، مطیع.مترادفها و واژههای مرتبطتابع، رام، فرمانبردار، مطیعسازگار، موافقواژه قبلی: مطامعواژه بعدی: مطاوعت