مطایبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ یِ بِ) [ ع. مطایبة ] (مص ل.) شوخی و مزاح کردن، خوش طبعی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ یِ بِ) [ ع. مطایبه ] (مص ل.) شوخی و مزاح کردن، خوش طبعی کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطایبة. [ م ُ ی َ ب َ ] (ع مص ) خوش منشی کردن با هم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). با کسی خوش طبعی کردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). با کسی خوش منشی کردن .(دهار). با کسی خوش طبعی و مزاح کردن . (غیاث ) (آنندراج ). شوخی کردن و بازی کردن با کسی . (از اقرب الموارد). طیبت . مفاکهة. شوخی . مزاح . خوش طبعی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ قبل و بعد شود.
مطایبه . [ م ُ ی َ ب َ / ی ِ ب ِ ] (از ع، اِمص ) شوخی و مزاح و خوش طبعی و خوش منشی . (ناظم الاطباء). خوش منشی . ج، مطایبات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : در حق خواجه زکی ابوالطبیب از طریق مطایبه گوید. (تاریخ بیهق چ بهمنیار ص ١٢٧). بس کن خاقانی از مطایبه زیرا باطن او درد و ظاهرش همه صاف است . خاقانی . و رجوع به مطایبت و مطایبة شود. - مطایبه کردن ؛ هزل کردن . شوخ طبعی کردن . شوخی کردن . مزاح کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
خوشطبعی، شوخی، ظرافت، لودگی، مزاح، هزل شوخی کردن، مزاح کردن