مطبوخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- جوشانیده شده، پخته شده. ۲- داروی جوشانده.مترادفها و واژههای مرتبطپخته، پخته شدهجوشانده، عصاره، دمکردهواژه قبلی: مطبقواژه بعدی: مطبوع