مطحن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطحن . [ م ِ ح َ ] (ع اِ) آسیا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ). اسکده . (مهذب الاسماء). آسیاکده . سرآسیا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گردکان ما در این مطحن شکست هرچه گوئیم از غم خود اندک است . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطحن . [ م ِ ح َ ] (ع اِ) آسیا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ). اسکده . (مهذب الاسماء). آسیاکده . سرآسیا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گردکان ما در این مطحن شکست هرچه گوئیم از غم خود اندک است . مولوی .