مطرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطرود. [ م َ ] (ع ص ) رانده و دور کرده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رانده شده . (غیاث ). رانده شده . دور کرده شده . مردود شده . (ناظم الاطباء). رانده . رانده شده . دور کرده شده . طرید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : هر که آخِربین تر او مسعودتر هر که آخُربین تر او مطرودتر. مولوی . بداندیش نادان که مطرود باد ندانم چه میخواهد از طرد من . سعدی .