واژه جو

مطرور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مطرور. [ م َ ] (ع ص ) تیز از کارد و جز آن . سیف مطرور؛ شمشیر زدوده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سنان طریر و مطرور؛ نیزه ٔ تیز. (از اقرب الموارد).

معنی مطرور | واژه جو