مطلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطلی . [ م ُ طَل ْ لا ] (ع ص ) دائم المرض . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ اسیری که امید رهائیش نباشد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بچه ٔ پای بسته . (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ بعد شود. ◄ درمی اندوده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مطلا شود. درهم مطلی . درم اندوده . (مهذب الاسماء).
مطلی . [ م َ لی ی ] (ع ص ) بچه ٔ گوسپند پای بسته . (ناظم الاطباء). و رجوع به معنی سوم ماده ٔ قبل شود.
مطلی . [ م ُ طَل ْ لی ] (ع ص ) آنکه قطران میمالد. ◄ آنکه بیمارداری می کند. ◄ دشنام دهنده . ◄ سرودگوینده . (ناظم الاطباء).