مظفوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مظفوف . [ م َ ] (ع ص ) مردتهی دست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مضفوف . (اقرب الموارد). و رجوع به همین کلمه شود. ◄ آبی که بر گرد آن ازدحام کرده باشند. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مظفوف . [ م َ ] (ع ص ) مردتهی دست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مضفوف . (اقرب الموارد). و رجوع به همین کلمه شود. ◄ آبی که بر گرد آن ازدحام کرده باشند. (ناظم الاطباء).