معادا شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معادا شدن . [ م ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دشمن شدن : خورشید چون به معدن عدل آمد با فضل ز مهریر معادا شد. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معادا شدن . [ م ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دشمن شدن : خورشید چون به معدن عدل آمد با فضل ز مهریر معادا شد. ناصرخسرو.